غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

252

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

زهاد زمان بود از عالم انتقال نمود و يحيى بن اكثم كه يكى از مصاحبان وكيع است روايت كند كه وكيع صائم الدهر بود و هرشب يك ختم قرآن ميكرد و همدرين سال عبد اللّه بن وهب الفهرى المالكى المصرى كه در سلك اهل علم و حديث انتظام داشت وفات يافت در تاريخ امام يافعى مسطور استكه و له تصانيف معروفة و حدث مائة الف حديث و در ماه صفر سنهء ثمان و تسعين و مائه شيخ حجاز ابو احمد سفيان بن عيينة الهلالى الكوفى كه از جملهء اهل حديث بود در مكه جهان گذرانرا وداع نمود گويند كه او هفتاد حج گذارده بود و نود و يك سال عمر داشت و در ماه رجب همين سال ابو سعيد يحيى بن سعيد القطان البصرى كه جمال حالش بصفت علم و تقوى مزين بود فوت شد گويند كه مدت بيست سال يحيى هرشب يكختم قرآن ميكرد و چهل سال قبل از زوال در مسجد حاضر ميشد ذكر عبد اللّه بن هارون المشهور بمأمون ولادت مأمون فى سنهء سبعين و مائه در مدينه هاشميه روى نمود او مكنى بابو العباس بود چون ابو العباس دوازده‌ساله شد و آثار اقبال از بشرهء او لايح گشت هارون فى سنهء اثنى و ثمانين و مائه مقرر ساخت كه بعد از امين متعهد امر خلافت باشد و از مردم بر اين موجب بيعت بستد و در سنهء سته و ثمانين و مائه هارون ايالت ولايت عراق عجم و كرمان و فارس و طبرستان و خراسان و كابلستان و هندوستان و ماوراء النهر را نامزد مامون كرد و در اوايل سنهء ثلث و تسعين و مائه مأمون بمرو شتافته روى بضبط مملكت آورد و بعد از مرگ هارون ميان او و امين مخالفت بوقوع پيوسته در محرم سنهء ثمان و تسعين و مائه كه امين كشته گشت مأمون در خلافت استقلال يافت و خروج محمد بن ابراهيم الطباطبا رضى اللّه عنهم بامداد ابو السرايا و بيعت امام على بن موسى الرضا سلام اللّه عليهما و قتل فضل ذو الرياستين و خروج ابراهيم بن مهدى و نصر بن شبيب و بابك خرم‌دين در ايام دولت او واقع شد و مامون در سنهء ثلث و ماتين از مرو متوجه بغداد گشته در اوايل سنهء اربع و ماتين بدار الملك آباء خود رسيد و او بوفور جود و سخاوت و كثرت علم و فضيلت از ساير خلفاء بنى عباس ممتاز و مستثنى بود و پيوسته با علماء و دانشمندان صحبت داشته مباحثه مينمود و مامون فرمود تا كتاب اقليدس را از روم بعراق آورده به عربى ترجمه كردند و او اول كسى است از خلفاء عباسى كه معتزلى شده گفت كه قرآنرا مخلوق گويند و در سنهء ثمان عشر و ماتين بغزو روم رفت و در وقت مراجعت از آن سفر در ماه رجب سنهء مذكوره بر كنار چشمهء بذبذون وفات يافت و برادرش معتصم بر وى نماز گذارده جسدش را در طرسوس مدفون گردانيد اوقات حياتش چهل و هشت سال بود و زمان حكومتش باستقلال بيست سال و پنج ماه و كسرى وزارتش در اوايل حال تعلق بفضل بن سهل ميداشت و بعد از قتل فضل احمد بن ابى خالد رايت وزارت برافراشت